خرید بک لینک

طبق آیات قرآن آنچه که باعث سعادت و شقاوت فردی میگردد، اعمال آن فرد می باشد ،

آیه amp;laquo; یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍروزى که هر کس

آنچه را که از خیر و شر انجام داده مىamp;rlm;بیند. (سوره آل عمران، آیه 30)amp;raquo;و همچنین آیهamp;laquo;

فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ هر کس که به اندازه مثقالی

کار نیک یا بد انجام داده باشد در قیامت آن را حاضر می بیند amp;raquo;(زلزال )بر این مطلب دلالت دارند .


کلمه مثقال به معناى هر وسیلهamp;rlm;اى است که با آن وزنها را مىamp;rlm;سنجند، و کلمه ذره به

معناى آن دانهamp;rlm;هاى ریز غبار است، که در شعاع آفتاب دیده مىamp;rlm;شود.


آیه مورد نتیجهamp;rlm;گیرى از آیه قبلى است،که هیچ عملى نه خیر و نه شر نه کوچک و نه بزرگ

حتى به سنگینى ذره استثناء نمىamp;rlm;شود، ، قرآن این جمله را به عنوان یک ضابطه و قاعده

کلى ، که مورد ، هیچ خصوصیتى ندارد ، ذکر مىamp;rlm;فرماید.

روایات نیز بر این مطلب دلالت دارند مانند:
1)عیاشى- از حضرت صادق علیه السّلام روایت می کند که فرمودند: آیتى در کتاب خدا

هست که شامل جمیع بندگان می باشد. پرسیدند کدام است؟ فرمود: amp;laquo;هَلْ جَزاءُ

الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُamp;raquo; این حکم جارى است در حق مؤمن و کافر و نیکوکار و بدکار، یعنى

نیست جزاى کار بد کردار مگر آنچه مثل آن باشد از عذاب و عقاب، و پاداش مؤمن نیکوکار

نیست مگر آنچه فراخور او باشد از ثواب روز حساب. (برهان ج 4 ص 271)


2)از محمد بن حنفیه مروى است در معنى آیه فوق که: آیه مرسل است در حق نیکوکار و

بدکار و مخصوص به نیکوکار نیست، پس معنى آیه این است که: هر که نیکوئى کند

نیکوئى کرده شود به او، و هر که بدى کند بدى کرده شود به او (تفسیر اثنا عشری، جamp;rlm;12، ص: 434)


3) روایت کردهamp;rlm;اند که از رسول خدا (ص) مىamp;rlm;فرمود:amp;laquo; ایها الناس دنیا متاعى است حاضر

که هم نیکان از آن مىamp;rlm;خورند و هم فاجران، و بدرستى آخرت وعدهamp;rlm;اى است صادق، که

سلطانى قادر در آن حکومت مىamp;rlm;کند، حق را محقق و باطل را باطل مىamp;rlm;سازد.


ایها الناس سعى کنید از طالبان آخرت باشید، و از طالبان دنیا نباشید، فرزند آخرت

باشید، نه فرزند دنیا، چون هر مادرى فرزندش به دنبالش مىamp;rlm;رود. (حاصل منظور آن جناب

این است که خواهان آخرت باشید نه دنیا، براى اینکه علاقه به دنیا قهرا شما را به سوى

مادیت و آلودگىamp;rlm;هاى آن مىamp;rlm;کشد)، آن گاه فرمود: هر عملى که مىamp;rlm;کنید در حالى انجام

دهید که از خدا خائف و بر حذر باشید، و بدانید که روزى شما را بر اعمالتان عرضه

مىamp;rlm;دارند، و شما خواه و ناخواه خدا را ملاقات خواهید کرد، پس هر کس هموزن ذرهamp;rlm;اى

عمل خیر کرده باشد، آن را خواهد دید، و هر کس هموزن ذرهamp;rlm;اى عمل زشت کرده باشد

آن را خواهد دید . (ر.ک ترجمه المیزان، جamp;rlm;20، ص: 586)


در اینجا این سؤال به ذهن مىamp;rlm;رسد که در آیات شریفه قرآن ، آیاتى هست که با این

ضابطه کلى سازگار نیست، از آن جمله آیاتى که دلالت دارد بر حبط و بىamp;rlm;نتیجه شدن

اعمال خیر به خاطر پارهamp;rlm;اى عوامل، و آیاتى که دلالت دارد بر انتقال اعمال خیر و شر

اشخاص به دیگران، مانند انتقال حسنات قاتل به مقتول، و گناهان مقتول به قاتل، و

آیاتى که دلالت دارد بر اینکه در بعضى توبهamp;rlm;کاران گناه مبدل به ثواب مىamp;rlm;شود، و ...


جواب این سؤال این است که آیات مذکور حاکم بر این دو آیه است، و بین دلیل حاکم و

محکوم منافاتى نیست،یعنی مثلا آیاتى که دلالت دارد بر حبط اعمال، شخص صاحب

عمل خیر را از مصادیق کسانى مىamp;rlm;کند که عمل خیر ندارند، و چنین کسى عمل خیر

ندارد تا به حکم آیه مورد بحث ، آن عمل را ببیند، و همچنین قاتلى که نگذاشت مقتول

زنده بماند و عمل خیر انجام دهد، اعمال خیرش را به مقتول مىamp;rlm;دهند، و خودش عمل

خیرى ندارد تا آن را ببیند، و توبهamp;rlm;کارى که گناهش مبدل به حسنه مىamp;rlm;شود، براى این

است که گناه موافق میل او نبوده، عواملى خارجى باعث گناهکارى او شدند، و آن

عوامل کار خیر، موافق طبعشان نیست، ولى چون مىamp;rlm;خواستند در بین مردم نیکوکار و

موحد باشند، و بلکه رئیس و رهبر آنان باشند، لذا با زبان ریا حرف زدند، پس خوبیهاشان

از خودشان نیست، لذا در قیامت بدیهاى توبهamp;rlm;کاران را به آن عوامل مىamp;rlm;دهند، و خوبیهاى

آن عوامل را به توبهamp;rlm;کاران، در نتیجه توبهamp;rlm;کاران گناهى ندارند تا به حکم آیه مورد بحث در

قیامت آن را ببینند، و نیز عوامل شر، کار خیرى ندارند، تا به حکم آیه مورد بحث آن را

ببینند- (ر.ک ترجمه المیزان، جamp;rlm;20، ص: 586)
از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو زجو

مطلب دوم :
در مجامع روایی شیعه و اهل سنت روایاتی موجود است مبنی بر این که ذریه پیامبر

اسلام(ص) یعنی سادات به جهنم نمی روند؛ اما این روایات را باید تحلیل نمود ، به

نمونه ای از این روایات اشاره می کنیم :
نمونه ای از روایاتی که از طریق اهل سنت وارد شده :
1 ) حافظ دمشقى به اسنادش از على علیه السلام روایت کرده که رسول خدا (ص) به

فاطمه- رضى اللّه عنها- فرمود: اى فاطمه! آیا مىamp;rlm;دانى چرا فاطمه نامیده شدى؟ على

(ع) گوید: چرا فاطمه نامیده شد؟ فرمود: زیرا خداى بزرگ او و ذریهamp;rlm;اش را روز قیامت از

آتش محفوظ داشته است. و امام على بن موسى الرضا (ع) به اسناد خود آن را از رسول

خدا به این لفظ نقل کرده است که فرمود:خداى دخترم فاطمه و اولادش و آنها که ایشان

را دوست دارند از آتش باز داشت. (عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار جamp;rlm;6 58 )


2) البزار و العلامة النبهانی و ابن المغازلی ، و أبو یعلى، و الطبرانی، و الحاکم از ابن

مسعود روایت می کنند که پیامبر صلّى اللّه علیه و سلّم فرمود:amp;laquo; إنّ فاطمة أحصنت

فرجها فحرّمها اللّه و ذرّیتها على النار ــ فاطمه که اندامش را حفظ کرد، خداوند او و

فرزندانش را بر آتش حرام ساختamp;raquo;.( عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار جamp;rlm;14 417 وجه صد و هشتاد و یکم)


نمونه ای از روایاتی که از طریق شیعه وارد شده :
1) أبو الحسین محمد بن هارون بن موسى قال أخبرنی أبو جعفر محمد بن علی بن

الحسین بن موسى القمی قال حدثنا محمد بنamp;rlm;أحمد بن الحسین البغدادی قال حدثنا

علی بن محمد بن عنبسة قال حدثنا یحیى بن عیسى بن یحیى بن الحسن بن زید بن

علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب قال حدثنا أبی عن أبیه عن جده عن الحسین

بن علی عن علی بن أبی طالب ع قال سمعت رسول الله ص یقول:amp;laquo; إنما سمیت فاطمة

فاطمة لأنها فطمت هی و شیعتها و ذریتها من النار امیر المومنین (ع) فرمود از پیامبر

(ص) شنیدم که می فرمود : همانا نامیدم فاطمه را فاطمه به دلیل اینکه جدا شده است

او و پیروان و ذریه اش از آتش جهنمamp;raquo; (دلائلamp;rlm;الإمامة ص : 54)

2) جَمَاعَةٌ عَنْ أَبِی الْمُفَضَّلِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ

بْنِ یَزِیدَ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ

لِأَنَّ اللَّهَ فَطَمَهَا وَ ذُرِّیَّتَهَا مِنَ النَّارِ مَنْ لَقِیَ اللَّهَamp;rlm; مِنْهُمْ بِالتَّوْحِیدِ وَ الْإِیمَانِ بِمَا جِئْتُ بِهِ ـــ

شنیدم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: نامیده شد فاطمه به جهت آنکه نجات

داده خدا او و ذریه او را از آتش، هر که ملاقات کند از ایشان به توحید و ایمان به آنچه

آوردهamp;rlm;ام به آنamp;raquo;(بحارالأنوار ج : 43 ص : 19)


علامه امینی بعد از اشاره به برخی از روایات فوق در الغدیر می نویسد :amp;laquo; اما نسبت به

خود فاطمه (ع) و دو فرزندش (ع)، این بازگیرى از آتش، به طور مطلق است و اما نسبت

به دیگر فرزندان او آنچه از آنان جلوگیرى شده، جاودان بودن در آتش است و این امر مانع

آن نیست که برخى به خاطر تطهیر در آتش داخل شوند. و این امر بشارتى به اهل بیت

پیامبر (ص) است که آنها همه با مسلمانى، بدرود زندگى گویند و هیچ کدام از آنها

سرانجام کارشان به کفر منتهى نشود.(زیرا تنها کافرانند که مخلد در آتشند )... لفظ

amp;laquo;ذریهamp;raquo; در زبان عرب مخصوص به کسى نیست که از بطن او خارج شده باشد. amp;laquo; و من

ذریته (آدم)داود و سلیمان ... تا آخرamp;raquo; با اینکه فاصله میان آدم و داود و سلیمان، قرنهاى

بسیارى است پس طبق فصاحت و لغت عرب انحصار ذریه در فرزند بلا واسطه نیست

(بلکه فرزندان با واسطه را نیز شامل است )...این امر از خداى سبحان عجیب نیست که

تفضل بر قومى نموده آنان را قدرت مبارزه با گناه و پشیمانى از عملى که موجب افراط

درباره او شود، عنایت فرماید و با این همه شفاعت را شامل حالشان گرداند، این امر با

هیچ کدام از قوانین عدل و اصول مسلم دین مخالف نیست، زیرا او رحمتش بر خشمش

پیشى گرفته و رحمتش بر همهamp;rlm; گسترده است .... خداوند براى احترام فاطمه (ع)

گنهکاران را خواهد آمرزید و آنان را موفق به توبه خواهد کرد. و تا هنگام مرگ هم که

باشد، توبه آنها را مىamp;rlm;پذیرد... amp;raquo; (ترجمه الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، جamp;rlm;6، ص: 138)

از دو مطلب فوق این نتیجه حاصل می شود که

کافران به هر حال عقاب می بینند، و قرابت و خویشاوندى آنان با پیامبر (ص) آنان را از

عذاب نمىamp;rlm;رهاند (در سوره تحریم خداى تعالى، این مطلب را بیان مىamp;rlm;فرماید )همان طور

که در روایتی ذکر شد ، و همان طور که علامه امینی فرمودند:

از ذریه حضرت زهرا(س) کسانی که موحد بوده و به آنچه پیامبر آورده باشد، مومن بوده

باشند مخلد درآتش جهنم نخواهند بود و اما در مورد گناهان و معاصی ، نهایت چیزی که

آن روایات می رساند این است که یا موفق به توبه می شوند و یا مخلد در آتش نیستند

یعنی درآتش به مقداری که طاهر شوند قرار گرفته و بعداز آن به بهشت می روند .

برچسب: نویسنده: یوسف دادخواه تاريخ: سه شنبه 18 مهر 1396 ساعت: 23:00

صفحه بندی