سادات نسب خود را از حضرت فاطمه(س) می گیرند یا از حضرت علی (ع)؟ اگر از حضرت فاطمه(س) پس چرا حضرت ابولفضل(ع) جز سادات است؟ اگر از حضرت علی(ع) چرا محمد حنفیه و اولاد او جز سادات نیستند؟
گفتنی است سرسلسله ساداتی که در میان ما معروف است از هاشم جد پیامبر(ص)
شروع شد، لذا عبدالمطلب و پدران پیامبر و امام علی(ع) نیزهمه سید هستند و فرزندان
امام علی(ع) نیزهمه سید هستند. اما از آنجا که هر کدام از امامان(ع) نیز مقام رفیع و
بلندی دارند وقتی نسل سادات به هر کدام از امامان که برسد آن امام به عنوان
سرسلسله آنها معرفی می شود. مانند سادات علوی، حسنی، حسینی، موسوی و
رضوی و... ، لذا سیادت فرزندان حضرت فاطمه(س) از طرف امام علی(ع) نیز به آنان
رسیده است.
برای توضیح بیشتر توجه شما به مطالب زیر جلب می کنیم.
کلمهamp;rlm;ى amp;laquo;سیدamp;raquo; در اصل به معناى کسى است که صاحب مجد و عظمت است. و به
همین اعتبار، نسل پیامبر اسلام را سید مىamp;rlm;گویند. از سخنان ابن شهر آشوب به دست
مىamp;rlm;آید که در قرن ششم هجرى قمرى کلمهamp;rlm;ى سید رواج کامل داشت و اولاد پیامبر را
سید مىamp;rlm;گفتند. تحقیقات نشان مىamp;rlm;دهد که در قرن چهارم و پنجم کلمه amp;laquo;سیدamp;raquo; به
همراه قرینه بر اولاد پیامبر اطلاق مىamp;rlm;شد و در قرن ششم بدون قرینه استعمال مىamp;rlm;گردید.
در عصر حاضر، در ایران به بنى هاشم سید مىamp;rlm;گویند و به غیر آن به کسى سید
نمىamp;rlm;گویند. در حجاز کسانى را که از طریق امام حسین به پیامبر مىamp;rlm;رسند، سید
مىamp;rlm;گویند. در قسطنطنیه عموم مردم را سید مىamp;rlm;گویند و در آنجا کلمه سید دلالت بر
هاشمى بودن ندارد. در عهد صفوى به اولاد پیامبر کلمهamp;rlm;ى میرزا را اطلاق مىamp;rlm;کردند ولى
در زمان ما میرزا دلالت بر هاشمى بودن ندارد، (جامع الأنساب، آیتamp;rlm;الله روضاتى، ج 1،
ص 32).
.... مامقانى مىamp;rlm;نویسد: در غیر حجاز کلمه سید به بنى هاشم و بنى عبدالمطلب
اطلاق مىamp;rlm;شود. در کشورهاى عربى شیعیان این کلمه را به اولاد هاشم و عبدالمطلب
اطلاق مىamp;rlm;کنند ولى عرب غیر شیعه آن را در معناى لغوى آن بکار مىamp;rlm;برند، (علم النسب،
ج 1، ص 144).
عبدالمطلب در میان مردم عرب با عنوان سَیِّدُ البطحاء و ابو السّادة العشرة معروف بود و
چون داراى شرف و سیادت بود، او را amp;laquo;سَیِّدamp;raquo; مىamp;rlm;نامیدند و در همان زمان تمام عرب،
سیادت، سرورى و زعامت او را پذیرفتند. قبیلهamp;rlm;ى قریش زعامت و سیادت او را قبول کردند
و عرب دیگر هم او را به عنوان زعیم و رئیس پذیرفتند، (بحارالانوار، ج 15، ص 123 و 127).
در amp;laquo;کتاب حذف من نسب قریشamp;raquo; که در قرن سوم نوشته شده این عبارت آمده است:
amp;laquo;فکان عبدالمطلب سید قریش فى عصره لا ینازع السوددamp;raquo;، (ص 4). معناى این جمله به
فارسى چنین است: پس عبدالمطلب در عصر خود سرور و زعیم بىamp;rlm;رقیب قبیلهamp;rlm;ى قریش
بود.
ابرهه براى تخریب کعبه با نیروهاى خود در نزدیکى مکه استقرار یافت. عبدالمطلب به نزد
ابرهه رفت. ابرهه در ضمن سخنانش، به عبدالمطلب گفت: amp;laquo;یحقّ لک ان تکون سیِّد
قومک ؛ تو را مىamp;rlm;سزد که سیِّد و زعیم قوم خودت باشىamp;raquo;، (بحارالانوار، ج 15، ص 130، س 15).
به این ترتیب، در آن عصر، در میان مردم، تنها عبدالمطلب را سید مىamp;rlm;گفتند و هر گاه این
کلمه تنها و بدون قید یاد مىamp;rlm;شد، عبدالمطلب را شامل مىamp;rlm;گردید و عرب آن زمان به هر
کسى سید نمىamp;rlm;گفتند.
توجه داشته باشیم که اصل در سیادت و سید بودن، داراى مجد، شرف و عظمت بودن
است و به نسل پیامبر اسلام، هم که اطلاق مىamp;rlm;شود به خاطر همین اصل است و کلمه
سید در لغت به معناى کسى است که بالاتر از او کسى نیست، (علم النسب،
محمدرضا مامقانى، جزء اول، ص 144 و جزء دوم، ص 104).
پدر پیامبر اسلام عبدالله است. عبدالله وفات کرد و مادر پیامبر هم وفات کرد. سرپرستى
پیامبر اسلام با عبدالمطلب بود.
حضرت محمد(ص) محبوب دل عبدالمطلب بود. روزى عبدالمطلب با افراد خود نشسته
بود و پیامبر کودک خردسال بود. عبدالمطلب به آن افراد گفت: amp;laquo;انّى ارى انّه سیأتى
علیکم یوم و هو سیدُکمamp;raquo;، (بحارالانوار، ج 15، ص 143، س 2) من به حقیقت مىamp;rlm;بینم که
روزى مىamp;rlm;آید که او سید و سرور شما مىamp;rlm;گردد. این پیشگوئى عبدالمطلب تحقق یافت و
حضرت محمد(ص) سید و سالار همه شد.
نسل پیامبر با دخترش حضرت فاطمه(س) ادامه یافت و فرزندان حضرت فاطمه فرزندان
پیامبر هستند و پیامبر نسبت به اولاد فاطمه زهرا محرم است و با هیچکدام از نسل
فاطمه نمىamp;rlm;تواند ازدواج کند. اگر فرزندان دختر، فرزند انسان نباشد مىamp;rlm;توان با دختران او
ازدواج کرد. بنابراین هر کس که نسلش به حضرت فاطمه(س) مىamp;rlm;رسد، فرزند پیامبر
حساب مىamp;rlm;شود. حضرت امام موسى الکاظم(ع) فرمود: روزى به مجلس هارون الرشید
خلیفهamp;rlm;ى عباسى وارد شدم. هارون سؤالهایى کرد و من جواب دادم. هارون پرسید شما
چگونه مىamp;rlm;گویید که پسر پیامبرید در حالى که پیامبر نسل نداشت. او فقط دختر داشت و
نسل انسان از پسر مىamp;rlm;ماند نه دختر. من در جواب سؤال هارون آیه 84 سورهamp;rlm;ى انعام را
خواندم. خداوند مىamp;rlm;فرماید: و وهبنا له اسحق و یعقوب کلاً هدینا و نوحا هدینا من قبل و
من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون و کذلک نجزى المحسنین و
زکریا و یحیى و عیسى و الیاس کل من الصالحین؛ ما به ابراهیم اسحاق و یعقوب را
بخشیدیم و همه را هدایت کردیم و نوح را از پیش هدایت کرده بودیم و از نژاد او داود،
سلیمان، ایوب، یوسف، موسى و هارون را. ما نیکوکاران را چنین پاداش مىamp;rlm;دهیم. و نیز
زکریا یحیى، عیسى و الیاس را که همگى از صالحان هستندamp;raquo;، (المیزان، ج 7، ص 241،
عربى، بیروت، چاپ دوم).
به هارون گفتم: اى هارون! پدر عیسى کیست؟ هارون گفت: عیسى پدر ندارد. گفتم:
پس چطور عیسى از نسل ابراهیم بشمار رفته است؟! پس بدان که خداوند عیسى را از
طریق مادرش مریم به نسل حضرت ابراهیم ملحق ساخته است. ما هم از طریق
مادرمان حضرت فاطمه زهرا از نسل پیامبر اسلام به حساب مىamp;rlm;آییم، (تفسیر صافى، ج
1، ص 530 چاپ دوجلدى قدیمى، تفسیر نمونه، ج 5، ص 328 به نقل از نورالثقلین، ج 1،
ص 743).
از آنچه گذشت روشن شد که جدّ همه سادات هاشم یا عبدالمطلب است و همه
فرزندان عبدالمطلب و فرزندان آن فرزندان همه سادات هستند. پیامبر ما، حضرت على،
حضرت زهرا و همهamp;rlm;ى امامان دوازدهamp;rlm;گانه، سید و سالار همهamp;rlm;ى مؤمنان هستند ونسل
هاشم از آغاز تا به امروز همه سادات و سرور ما هستند.
بر این اساس، amp;laquo;سیدamp;raquo; و amp;laquo;سیدهamp;raquo; که هم اکنون در میان ما معروف است به عبدالمطلب و
از او به هاشم می رسد. همه کسانی که نسبت خانوادگی آنها به عبدالمطلب می
رسد، سید هستند چه ایرانی و چه غیر ایرانی و نسل همه سادات عربی است چه
ساداتی که هم اکنون به زبان عربی حرف می زنند و چه ساداتی که به زبان فارسی و
غیر فارسی حرف می زنند.
سادات ایرانی اگر نسبت خانوادگی آنها به عبدالمطلب و یا هاشم می رسد، همه سید
هستند و در اصل هم عربی بودند و زبانشان ملاک سید بودن نیست. ممکن است
سیدی به چین مهاجرت کند و زبان بچه های او چینی شود و یا به ایران بیاید و زبان بچه
هایش فارسی بشود. توجه به این هم داشته باشیم که سیادت، به نسل مربوط است و
هر کس مثلا پدرش سید است، خودش سید است و چنین نیست که سید نشود.
سیادت دست انسان نیست بلکه نسبت خانوادگی است.
در تفسیر عیاشى آمده است: روزى حجاج کسى را دنبال یحیى بن معمّر فرستاد. یحیى
نزد حجاج حاضر شد. حجّاج گفت: شنیدهamp;rlm;ام تو گمان مىamp;rlm;کنى که حسن و حسین پسران
پیامبر هستند و این را از قرآن مىamp;rlm;گویى در صورتى که من قرآن را از اول تا آخر خواندهamp;rlm;ام
ولى این مطلب را در آن ندیدهamp;rlm;ام. یحیى گفت: شما سوره انعام را نمىamp;rlm;خوانى؟! در سوره
انعام آمده است: و من ذرّیّته داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون و کذلک
نجزى المحسنین * و زکریّا و یحیى و عیسى و الیاس کلٌ من الصالحین مگر عیسى در
این آیه از نسل و ذریّهamp;rlm;ى ابراهیم شمرده نشده است؟! حجاج گفت: درست مىamp;rlm;گویى.
این آیه را خواندهamp;rlm;ام.(تفسیر المیزان، عربى، ج 7، ص 261، بحث روائى ).
3. ابو جارود مىamp;rlm;گوید: امام باقر(ع) فرمود: اى اباجارود! اینها دربارهamp;rlm;ى حسن و حسین به
شما چه مىamp;rlm;گویند؟ گفتم: به ما مىamp;rlm;گویند: حسن و حسین فرزندان پیامبر نیستند. امام
فرمود: شما چگونه براى آنان دلیل مىamp;rlm;آورید؟ گفتم: ما با آیهamp;rlm;ى ... و من ذریته داود و
سلیمان... استدلال مىamp;rlm;کنیم. امام فرمود: آنان در جواب شما چه مىamp;rlm;گویند؟ گفتم: آنان
مىamp;rlm;گویند: پسر دختر، فرزند نامیده مىamp;rlm;شود ولى این فرزند صُلبى نیست. امام فرمود:
شما به آنان چه مىamp;rlm;گویید؟ گفتم: ما آیهamp;rlm;ى ندع ابنائنا و ابنائکم... را براى آنان مىamp;rlm;خوانیم
که پیامبر به حسن و حسین، پسر اطلاق کرده است. امام فرمود: آنان چه مىamp;rlm;گویند؟
گفتم: آنان مىamp;rlm;گویند: در زبان عربى و در میان مردم عرب، به پسران دیگران، amp;laquo;پسرمamp;raquo;
اطلاق مىamp;rlm;کنند. (پسر، پسر توست ولى شخص دیگرى به این پسر تو مىamp;rlm;گوید: amp;laquo;پسرم
فلان چیز را بیاورamp;raquo;) امام فرمود: اى ابا جارود! از کتاب خدا برایت آیهamp;rlm;اى مىamp;rlm;گویم. خداوند
مىamp;rlm;گوید: حرّمت علیکم امهاتکم و بناتکم...(سوره نساء، آیه 23).
تو از آنان بپرس آیا پیامبر مىamp;rlm;تواند دختران حسن و حسین را بگیرد؟ اگر گفتند: مىamp;rlm;تواند،
دروغ مىamp;rlm;گویند و اگر بگویند نمىamp;rlm;تواند دختران حسن و حسین را بگیرد، در این صورت
ثابت مىamp;rlm;شود که حسن و حسین فرزندان صلبى پیامبر هستند.(جواهر الکلام، ج 16،
ص 93، کتاب الخمس، چاپ ایران).
روایات دیگرى نیز در این موضوع آمده است. براى آگاهى بیشتر ر.ک: جواهر، ج 16، ص
93 تا 101
بنابراین زنى که از نسل پیامبر است، همهamp;rlm;ى فرزندان او نسل پیامبر و سیّد هستند گرچه
شوهرش سیّد نباشد و در نتیجه انسان از طریق مادر هم سیادت پیدا مىamp;rlm;کند.
یادآورى: توجه داشته باشیم ساداتى که مستحقّ خمس هستند و زکات واجب بر آنان
حرام است، ساداتى هستند که پدرشان سیّد است. فتواى مشهور فقهاء چنین
است.(جواهر، ج 16، ص 90، تحریر الوسیله حضرت امام خمینى(قدس سره)، کتاب
الخمس).
با توجه به مطالب پیش گفته پاسخ پرسش به خوبی روشن شد که:
اولا: امامان که سید شمرده می شوند فقط به این جهت نیست که فرزندان فاطمه زهرا
(س) هستند بلکه خود امیرالمؤمنین علی علیه السلام چون نسبتش به هاشم می
رسد، پس امامان هم از طرف مادر سید می باشند و هم پدر.
ثانیا: فرزندان زن سیده نیز از نظر نسبی سید شمرده می شوند لذا در عرف به آنها میرزا
می گویند، ولی از نظر فقهی خمس به آنها داده نمی شود، هر چند سید نسبی
هستند.
ولی کسی که پدرش سید باشد علاوه بر این که سید نسبی است خمس هم می توان
به او داد (در صورت فقیر بودن) در نتیجه بین کسانی که فقط مادرشان سید است با
کسانی که پدر یا والدین آنها سیدند از نظر نسبی و سیادت فرقی نیست ولی از نظر پاره
ای از احکام فقهی هم چون تعلق مسئله تفاوت دارد.
بر این اساس حضرت ابو الفضل و محمد بن حنفیه و همه فرزندان حضرت علی علیه
السلام سید هستند .برای آگاهی بیشتر به این مطلب توجه داشته باشید که نسل
حضرت ابو الفضل در یمن هستند و در غیر یمن کم هستند.
پس فکر نکنید که حضرت ابو الفضل العباس علیه السلام سید نیست بلکه او از سروران سادات است .
برچسب:
نویسنده: یوسف دادخواه